تبلیغات
حقوق بشر و محیط زیست - فرود بشقاب پرنده در آستارا

اسماعیل اسدی دارستانی شهروند خبرنگار 1376 /eadnews.com /www.astaranews.com

فرود بشقاب پرنده در آستارا

شاهدین عینی در مصاحبه با خبرنگار درد نیوز گفتند :
شیی روشنایی نارنجی رنگی را در آسمان شب  روستای سیبلی در روی دریا دیده اند که با وجود نور پر قدرت خود ناگهان خاموش می شود و نهایتا در روی آب ساحل سیبلی  شهرستان آستارا فرود آمد ... و بطوریكه نور نارنجی از خود تولید می كرد ...بصورت بشقاب بود با اینكه روی آب دریای خزر در روستای سیبلی نشسته بود اما آب تكان نمی خورد ..صدای تولید نمی كرد و حجم زیاد و مثلثی و بشقابی با روشنایی نارنجی داشته است

جریان از چه قرار بود؟گزارش dardnews.ir
 ساعت 19.47 چهارشنبه   پنجم  آذرماه 1393 در  آستارا  روستای سیبلی اتفاق عجیبی شد كه خبر نگار درد نیوز اولین خبرنگاری بود كه آن را مخابره نمود...فرود یك بشقاب پرنده  در ساحل روستای سیبلی شهرستان مرزی آستارا - استان گیلان - ایران ...
 که اتفاق عجیبی افتاد. از آسمان چیزی بزرگ و نقره‌ای رنگ با سرعت و بدون سر و صدای زیاد با روشنایی نارنجی به روی آب ساحل دریا در روستای سیبلی  افتاد


 شاهد عینی دیگر كه ماهی گیر محلی است گفت : ناگهان چیزی را دیدیم که ابتدا تصویر کردیم یک هوا پیما است  ولی طولی نکشید که متوجه موضوع عجیبی شدیم ! این هواپیما به نحوی غیر عادی و خیلی آرام حرکت می کرد و هیچ صدایی هم نداشت و روششنایی تارنجی  داشت . ما که در آسمان ، به وفور شاهد رفت وآمد هواپیماها بودیم . مگر می شد حرکت هواپیما در آسمان هیچ صدایی ایجاد نکند؟ یا به چه علت ممکن بود که یک هواپیما تا این حد ، آهسته حرکت کند؟!
به همین علت هم من و  دوست ماهی گیرم ، از دیدن آن تعجب کردیم و منتظر شنیدن صدای هواپیما بودیم . ولی هرگز صدای به گوشمان نرسید. در حالی که هر دو ، مات و مبهوت و شگفت زده به آسمان می نگریستیم ، متوجه شدیم که آن شیء عجیب از سمت شمال به جنوب در حرکت است و گاهی مسیر حرکتش را برعکس می کند، ولی به هیچ وجه صدایی تولید نمیکرد. حدود10دقیقه تمام آن شیء بالای سرمان حرکت می کرد تا اینکه ناگهان سرعتش به نحو عجیبی زیاد شد ، بعد به ما نزدیک و نزدیک تر شد. وقتی درست بالای سرمان قرار گرفت دوباره از سرعتش کاسته شد. جالا دیگر می توانستیم به خوبی آن را ببینم . دست کم سه چراغ  سفید رنگ و درخشان در سه گوشه زوایای مثلث شکلش به چشم می خورند. طرح مثلثی آن در دل آسمان شب  به خوبی مشخص بود چون همانند بشقاب بود و روشنایی نارنجی داشت ما كه با طویب بادی داخل دریا بودیم خیلی ترسیدیم . چراغ هایش به نحوی جابجا می شدند که قادر به توصیفش نیستم. انگار هر چند ثانیه یک بار ، یکی جای خود را به دیگری می داد. فقط یک نور خیلی خیره کننده و درخشان در وسط مثلث به چشم می خورد که مکان ثابتی داشت و تغییر جهت نمی داد. انگار مرکز ثقل آن مثلث همان نور خیره کننده سفید رنگ بود!
به نظر می رسید بقیه چراغ ها نور خود را از آن می گرفتند و ما اسم آن را نور اصلی گذاشتیم . در حالی که شیء مثلثی شکل بشقابی  به سمت ما نزدیک می شد، به نظر می رسید حرکتی آرام به سوی عقب و جلو داشت و تکان تکان می خورد. وقتی کاملا به ما نزدیک شد،نوری درخشان نارنجی رنگ  از وسط نور اصلی به آرامی روی ما پرتو انداخت که کاملا روی من و دوست ماهی گیر نشانه رفته بود. ما بدون اینکه قادر به هیچگونه حرکتی باشیم ، در سکوت با حالتی بیمناک سر جایمان در طویب بادی  نشسته بودیم و هیچ کلمه ای از دهانمان بیرون نمی آمد.
انگار آن نور خیره کننده که روی ما پرتو افکنده بود، با نیرویی عجیب و غیر قابل توصیف ، توان هر حرکتی را از ما گرفته بود. در واقع سر جایمان میخکوب شده بودیم و احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس را به درستی برایتان توصیف کنم. احساس عجیبی داشتیم . نمی توانم آن احساس بشری و طبیعی نبود. انگار نیرویی ناشناخته و قوی ذهن مان را تحت کنترول خود قرار داده بود . احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل با نور نارنیجی ، تحت کنترل خود قرار داده بود.
احساس می کردیم از داخل شیء مثلثی شکل، تحت عکسبرداری یا فیلمبرداری قرار گرفته بویم.
حدود بیست ثانیه نور درخشان روی ما قرار داشت و شیء مثلثی شکل بی حرکت بالای سرمان بود.انگار از داخل آن روی ما تحقیقات و بررسی هایی صورت می گرفت . طی آن مدت ، من و دوستم  هیچ حرکتی نداشتیم یعنی قادر به تکان خوردن یا حرف زدن نبودیم .فقط به آن صحنه عجیب و باور نکردنی می نگریستیم ، تا اینکه سرانجام به نظر رسید کار تحقیق و بررسی به پایان رسید.
چرا که شیء مثلثی شکل به آرامی به حرکت در آمد و از ما به سمت جنوب فاصله گرفت. همزمان ، پرتوی نور خیره کننده نیز به سمت دیگری افکنده شد. شیء عجیب پس از چند دقیقه در لابه لای  دریا  اطراف از نظر ناپدید شد.

 

به محض ناپدید شدن آن، تازه من و  دوست ماهی گیرم توانستیم حرکتی به خود بدهیم و نگاه خیره مان را از آسمان برگیریم.
  انقدر از ترس دهانم خشك شده بود‌اب شور دریا را خوردیم  و احساس می کردیم مدت زمان زیادی در آن حال مثل دو مجسمه قرار داشتیم. در آن هوای .... دریا داخل طویب ، سردمان شده بود و به خودمان  می لرزیدیم.
وقتی سرانجام توانستیم حرف بزنیم ، هر دو به هم گفتیم که آن چه دیده بودیم، هواپیما نبود. امکان نداشت هواپیما آن شکلی باشد.

 

چون هواپیما آن شکلی نبود، نمی توانست تا آن حد به ما نزدیک شود و مهم تر از همه نمی توانست بدون ایجاد کوچکترین صدایی در آسمان حرکت کند .
ما در امشب  ، شاهد چیزی بودیم که تا به حال ندیده و نشنیده بودیم. پس از مدتی هر دو به این نتیجه رسیدیم که آنچه آن شب دیده بودیم ، یک بشقاب پرنده بود که به این سیاره تعلق نداشت .
من و دوست ماهی گیر، هر دو افرادی منطقی و سالم هستیم و سوگند یاد می کنم که امشب دچار خیالات و توهمات نشده بودیم .
آن تجربه ای تا حدی ناشناخته و عجیب بود که اعتقادات و باورهایمان را نسبت به موجودات فضایی و بشقاب پرنده ها ، برای همیشه تغییر داد. حالا هر دو به شدت باور داریم که قطعا در این جهان تنها نیستیم و موجودات دیگری وجود دارند که برای ما ناشناخته هستند، ولی از ما شناخت کاملی دارند و با گشت و گذار در جهان ما می خواهند بررسی ها و تحقیقاتی گسترده انجام دهند.

به ساحل آمدیم دیدیم چند ماهی گیر دیگر میخ كوب شدند  بما گفتند بشقاب پرنده دیدید روی آب دریا فرود آمده بود..ما گفتیم بابا آن بشقاب پرنده روی سر ما بود به داخل آب فرود نیامده بود آنها باور نكردند اما همه   به این نتیج رسیدیم این پرندهش ی زمینی نبود همان بشقاب پرنده كه در تلویزیون و داستانها خواندیم..بوده است

این چند ماهی گیر فرد بشقاب پرنده بدون صدا را در ساحل سیبلی را تایید نمودند...ماهی گیر ها گفتند در زمانیكه بشقاب پرنده به روی دریای ساحل روستای سیبلی آمد ...تمام گوشی تلفن همراه همگی ما آنتن نمی داد و هر چقدر خواستم به مردم اطلاع بدهیم  نتیجه نداد.بعداز 15 دقیه رفتن بشقاب پرنده باز آنتن تلفن های ما نیامده بود

گزارش خبر ساعت مخابره خبر 20: دكتر محمد علی هالو - روستای سیبلی (ساحل )- شهرستان مرزی بندر آستارا - استان گیلان- ایران

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where are the femur tibia and fibula?
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:00 ب.ظ
Hi! This is my first visit to your blog!
We are a team of volunteers and starting a new project in a community in the same niche.

Your blog provided us useful information to work on. You have done a marvellous job!
adelinenocella.jimdo.com
شنبه 7 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
This piece of writing will help the internet users for building up new weblog or even a blog from start to end.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:42 ق.ظ
It's remarkable in favor of me to have a site, which is useful in support of my know-how.
thanks admin
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:28 ب.ظ
Everyone loves it when people come together and share thoughts.
Great website, stick with it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo